مسافر هاليوود در راه بازگشت

26 03 2009

گلشيفته فراهاني اولين بازيگر زن ايراني است که با وجود زندگي در ايران، توانسته در سينماي هاليوود بازي کند. فيلم ‏‏»يک مشت دروغ» ساخته ريدلي اسکات آخرين فيلمي است که او در آن به ايفاي نقش پرداخته است‏‎.‎‏ فيلمي که هم براي ‏او شهرت به ارمغان آورد و هم دردسرساز شد. بازي در اين فيلم در سختگيرترين دوران وزارت ارشاد تاريخ ‏جمهوري اسلامي، او را با بازجويي، اخطار و ممنوع الخروجي مواجه کرد. چندي پس از خروج از ايران او گفت که ‏به دليل بازي در اين فيلم از سوي وزارت ارشاد و اطلاعات بازجويي و بازخواست شده است. ‏

همچنين قرار شد پرونده اي در دادگاه براي او باز شده تا به اتهامش مبني بر بازي در سينماي آمريکا بدون اخذ مجوز ‏از وزارت ارشاد رسيدگي کند. هرچند وي قصد نداشت به ايران بازگردد اما عده اي از سينماگران رايزني هايي را ‏براي بازگرداندن دختر کوچک سينماي ايران انجام دادند. در نتيجه اين اقدامات بود که چندي پيش شمقدري مشاور ‏هنري رييس جمهور از بدون اشکال بودن بازگشت گلشيفته به ايران خبر داد و هفته پيش از سوي مدير برنامه هاي ‏فراهاني اعلام شد که با آغاز اکران نوروزي «فيلم درباره الي» او به ايران بازخواهد گشت .
گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني

گلشيفته فراهاني کيست؟‎

رهاورد (گلشيفته) فراهاني 19 تير 1362 در تهران و در خانواده اي هنرمند متولد شد. وي يک خواهر (شقايق ‏فراهاني، ليسانس نقاشي، بازيگر) يک برادر (آذرخش، ليسانس موسيقي، کاريکاتوريست) دارد. خانواده فراهاني يک ‏فرزند خوانده معروف نيز دارد. اردشير رستمي کاريکاتوريست، تصويرساز، مجسمه ‌ساز، معمار، طراح لباس، شاعر‎ ‎و بازيگر‎ ‎است. او چندي پيش در سريال شهريار، در نقش شاعر شهير آذري بازي کرد. پدرش بهزاد فراهاني متولد ‏‏1323، اصليت فراهاني (اراک) دارد و از جمله بازيگران مطرح تئاتر و سينماي کشور پيش و پس از انقلاب است که ‏عمري را در راديو گذرانده و مادرش فهيمه رحيم نيا متولد 1326 تهران و فارغ التحصيل رشته هنرهاي تجسمي از ‏دانشگاه‎. D.E.A ‎علوم انساني استراسبورگ فرانسه است. وي فعاليت هنري خود را از سال 1347 در گروه هنر ملي ‏و فعاليت سينمايي خود را از سال 1349 به عنوان بازيگر در فيلم «تجاوز» آغاز كرد.

‎وضعيت خانوادگي‎‎‏

آن زمان که گلشيفته به دنيا آمد، خانواده فراهاني ديري از بازگشت شان به ايران نگذشته بود. بهزاد فراهاني سال 53 به ‏دليل مشکلاتي که براي ادامه کار در ايران مي ديد و به دليل نگاه سياسي اش به فرانسه مهاجرت کرد و پس از انقلاب ‏به ايران بازگشت، اما فضا براي هنرمند سياسي چپ هنوز باز نشده بود. خانواده در شرايط بد مالي به سر مي بردند و ‏پدر خانواده با کارهاي گوناگون از جمله مسافرکشي يا مترجمي سعي داشت تا چرخ زندگي خانواده را بچرخاند. اسم ‏گلشيفته در شناسنامه «رهاورد» ثبت شده، اين بدان دليل است که نام گلشيفته از سوي ثبت احوال در آن زمان مناسب ‏تشخيص داده نشده بود. در خانه و ميان دوستان گلي صدايش مي کنند، اما وي با نام گلشيفته در ايران شناخته شد. ‏کودکي اش در يوسف آباد گذشت، پنج ساله بود که آموزش موسيقي و پيانو را آغاز کرد.

‎از علاقه به موسيقي تا ايفاي نقش در درخت گلابي‎‎‏

کودکي بسيار پرتحرک و شيطان بود، اما به موسيقي علاقه اي خاص داشت. در سال 68 که پدرش دوباره توانست ‏وارد عرصه سينما- تئاتر شود، او نيز در کنار پدر به ايفاي نقش در چند تئاتر عروسکي پرداخت. او در 12 سالگي به ‏هنرستان موسيقي رفت. براي اولين بار در 14 سالگي براي بازي در نقش «ميم» در فيلم درخت گلابي ساخته داريوش ‏مهرجويي به بازي گرفته شد. سال قبل از آن خواهر بزرگتر وي شقايق در فيلم «ليلا» ساخته ديگر داريوش مهرجويي ‏بازي کرده بود. نقش موثر در بازي گرفتن از اين دو جوان را محمدرضا شريفي نيا برعهده داشت، او به عنوان دستيار ‏کارگردان، بازيگران را به مهرجويي معرفي مي کرد. ‏

گلشيفته به خاطر بازي در همان فيلم يعني درخت گلابي توانست جايزه بهترين بازيگر نقش زن در بخش بين الملل ‏شانزدهمين جشنواره فيلم فجر (سال 76) را از آن خود کند. جايزه اي که سرنوشت وي را به کلي تحت تاثير قرار داد. ‏آنچنان که خود گفته به عنوان دستمزد تنها يک ضبط صوت به وي هديه داده شد. او سپس به موسيقي پرداخت، هرچند ‏که در سال 79 در فيلم هفت پرده به کارگرداني فرزاد موتمن نقشي را ايفا کرد. پس از اخذ ديپلم، بورس ورود به ‏کنسرواتوار وين را اخذ کرد و آنچنان که خود مي گويد در حالي که بليت وين در دستانش بود، تصميم گرفت که مابقي ‏عمرش را صرف سينما کند. در اين ميان به تحصيل موسيقي ادامه داد و چندي بعد وارد دانشگاه جامع علمي کاربردي ‏شد و در رشته موسيقي فارغ التحصيل شد. گلشفيته فراهاني به زبان هاي انگليسي و فرانسه آشناست.

‎ازدواج با امين محمد مهدوي‎‎‏

وي در سال 82 در جريان فيلم بابا عزيز با همسر آينده اش آشنا شد. امين محمد مهدوي که جزو عوامل اين فيلم ‏محسوب مي شد به عنوان مترجم در کنار ديگر عوامل حضور داشت. جرقه اين آشنايي در فيلم » باباعزيز» مي خورد، ‏چندي بعد و در همان سال 82 با يکديگر ازدواج کردند. امين محمد مهدوي متولد 15 آذر 1350، مترجم زبان هاي ‏انگليسي، فرانسه است و به زبان هاي عربي و اسپانيولي هم تسلط دارد. ‏

‎پدر و مادر درباره ي گلشيفته چه مي گويند‎

فهيمه رحيم نيا درباره تربيت فرزندان خود مي گويد: «من بچه‌هايم را آزاد بزرگ كردم؛ بچه‌هايي خلاق. اما به درد ‏زندگي محدود نمي ‌خورند‎.‎‏» وي درباره تصميم گلشيفته مبني بر بازيگري مي گويد: «اولش ناراحت بودم، چون خودم ‏تجربه بدي از بازيگري داشتم؛ دوست نداشتم او اذيت شود، اما شقايق، گلي را به سمت بازيگري سوق داد. بازيگري ‏آنقدر جذاب است كه وقتي وارد شوي، ماندگارش مي‌شوي.» وي اضافه مي کند: «براي من مهم نبود كه معدل كل ‏‏۱۸شود يا ۲۰؛ مهم اين بود كه چيزي ياد بگيرند. آنها را به تئاتر،‌ سينما،‌ نمايشگاه‌ هاي نقاشي، موزه‌ها، پارك‌ها و ‏طبيعت مي‌برديم، كاري كه مادرها امروز كمتر براي بچه‌ها يشان انجام مي ‌دهند.»‏‎

بهزاد فراهاني نيز درباره گلشيفته و ديگر فرزندش مي گويد: «در سال ‌هايي كه فرصت كار نداشتيم، شب ‌ها با آذرخش ‏و گلي مي‌ رفتيم در كوچه پس‌ كوچه‌هاي يوسف‌آباد قدم مي‌زديم. سعي مي‌كردم علاقه به ادبيات و هنر را در وجود آنها ‏بكارم‎.‎‏ بچه‌هاي من هر كدام در شرايط متفاوت اجتماعي بزرگ شدند. گلي به نسبت، شرايط آرامي را تجربه كرد. ‏

آذرخش در جنگ بزرگ شد. شقايق هم زندگي پيچيده‌ اي داشت. گلي شخصيتش به گونه ‌اي است كه مرتب به آدم ابراز ‏علاقه مي‌كند. در شديدترين گرفتاري‌ها باز به ما زنگ مي‌زند، پيغام مي‌گذارد، به ديدنمان مي ‌آيد و نسبت به ما احساس ‏مسئوليت مي‌كند. گاهي گلي يادداشت‌هايي برايم مي گذارد كه تنم مي ‌لرزد. يادم است يك ‌بار ۴۰ تا قلب روي كاغذ ‏كشيده بود و نوشته بود «بابا دوستت دارم». او درباره موفقيت هاي گلشيفته مي گويد: «من از موفقيت گلي همان ‌قدر ‏خوشحال مي‌ شوم كه از موفقيت هر بازيگر ديگري هم خوشحال مي‌شوم. موفقيت گلي براي من همان ‌قدر دوست ‏داشتني است كه موفقيت باران كوثري يا ترانه عليدوستي.»‏

‎کارنامه کاري با آغازي پر فروغ‏‎

درخت گلابي-1376 به کارگرداني داريوش مهرجويي؛ گلشيفته فراهاني که در اين فيلم نقش دختر عمه بازيگر اصلي ‏در فلش بک (خاطرات جواني بازيگر) برعهده دارد. او آنچنان در اين نقش قدرتمند ظاهر شد که آينده اش را تغيير داد. ‏ماجراي فيلم اين گونه است که؛ محمود نويسنده اي است كه براي نوشتن باقيمانده ي كتاب جديد خود، به باغ پدري در ‏دماوند پناه آورده است. اما در باغ درخت گلابي قديمي كه براي محمود سرشار از خاطره است ميوه نداده و باغبانان از ‏او مي خواهند كه در مراسمي آييني براي ترساندن درخت و به بار نشستن دوباره ي آن شركت كند و محمود مي پذيرد ‏و در اين بين او به مرور خاطرات نوجواني خود مي پردازد، زماني كه شيفته ي دختر عمه اش بوده و به او ابراز ‏عشق مي كند و برايش اشعار عاشقانه مي گويد و با او ساعت ها در باغ به اجراي نمايشنامه هاي مختلف مي پردازد، ‏اما روزي دختر براي خداحافظي مي آيد چون قصد دارد نزد پدرش كه خارج از كشور است برود و محمود از او مي ‏خواهد كه صبر كند و دختر مي پذيرد، اما سال ها بعد كه محمود وارد جريانات سياسي مي شود نامه هاي دختر را پاسخ ‏نمي دهد و رفتنش را به تاريخي بعد موكول مي كند تا اينكه بر اثر فعاليت هاي سياسي به زندان مي افتد و آن جا با ديدن ‏يكي از اقوام دختر خبر فوت او را دريافت مي كند‎.‎‏ ‏

‎شروع دوباره با هفت پرده‎

فيلم هفت پرده به کارگرداني فرزاد موتمن1379 کار ديگر گلشيفته است. داستان فيلم اين گونه است که چهار جوان ‏براي حل مشكل مالي خود گرد هم آمده و با هم مشورت مي كنند. آن ها پس از توافق با هم تصميم به تلاش مجدد براي ‏تهيه پول مي گيرند. اما پس از ناكامي و نااميدي مجدداً گرد هم آمده و تصميم به سرقت مي گيرند. آن ها با فراهم آوردن ‏مقدمات و تهيه اسلحه به فروشگاهي حمله كرده و پس از سرقت متواري مي شوند. سرانجام توسط پليس محاصره شده و ‏كشته مي شوند. گلشيفته که در نقش فرشته بازي مي کند، يکي از اين چهار جوان است.‏

‎زمانه؛ فيلمي ضعيف‎

فيلم زمانه به کارگرداني حميدرضا صلاحمند-1380 فيلمي ضعيف از کار درمي آيد. ماجراي فيلم از اينجا آغاز مي ‏شود که ازدواج سعيد و زمانه (گلشيفته فراهاني) كه در همسايگي هم زندگي مي كنند، به رغم قول و قرارهاي قبلي، با ‏مخالفت خانواده دختر و به خصوص پدر او روبرو مي شود كه به دليل جانبازي سعيد به اين ازدواج راضي نيست. ‏زمانه كه از سخت گيري هاي خانواده اش به تنگ آمده، به سعيد پيشنهاد فرار و بعد ازدواج مي دهد ولي سعيد قبول ‏نمي كند. خانواده زمانه براي اين كار به اين ارتباط پايان دهند، زمانه را روانه خانه خاله اش مي كنند. اختلاف ميان ‏سعيد و پدر زمانه بالا مي گيرد و به خانه پدر زمانه مي رود و دختر و پسر كوچك خانواده را گروگان مي گيرد و پدر ‏زمانه را تهديد مي كند كه تا وقتي زمانه به خانه بازنگردد، بچه ها را نگه خواهد داشت. به زودي خانه به محاصره ‏نيروي انتظامي درمي آيد و سرانجام پدر زمانه به اشتباهاتش پي برده، از زمانه مي خواهد به خانه برگردد. ‏

‎بازي در فيلمفارسي‎

فيلم دوفرشته به کارگراني محمد حقيقت-1381. ماجرا اين گونه است که پدري بعد از كشتن پسرش به امامزاده اي مي ‏رود و تمامي شب را به راز و نياز با او مي گذراند. در پاريس، پدري تز دكتراي خود را درباره ي فرشتگان، جنس ‏آنها و حضورشان در ادبيات قديم ايران و غرب مي نويسد. در بياباني، نوجواني كه از خانه گريخته با فرشته اي آشنا ‏مي شود و دنيايش دگرگون مي شود. گلشيفته در اين فيلم به نقش آذر ظاهر مي شود. ‏

وي در همين سال در فيلم جاي ديگر به کارگرداني مهدي کرم پور به ايفاي نقش پرداخت؛ جمعي از چند زن و مرد ‏جوان در خانه اي ويلايي در يك جزيره در حال احضار ارواح هستند. معلوم مي شود آن ها در انتظار مهاجرت مخفيانه ‏از جزيره به كشوري ديگرند. رها (گلشيفته فراهاني) نيز دختري است كه مسافرت گروه را دچار مخاطره كرده، چون ‏باردار است ولي معلوم نيست كه با بودن اين بچه و نبودن پدرش چه اتفاقي در انتظار اوست، در عين حال كه او بر ‏خلاف آدم هاي ديگر گروه كه مي گويند بچه را بايد از بين برد، مي خواهد بچه اش متولد شود. بحث بر سر ماندن بچه ‏رها يا از بين بردنش بالا مي گيرد و حالا كه ميان دامون و رها ارتباط روحي پيدا شده، دامون ابراز علاقه مي كند تا از ‏رها و كودك او نگه داري كند. يک فيلمفارسي تمام عيار که به خوبي و خوشي پايان مي پذيرد.‏

‎سه فيلم؛ يکي از ديگري بهتر‎

گلشيفته در سال 82 در سه فيلم به ايفاي نقش پرداخت. باباعزيز-1382 به کارگرداني محمدناصر خمير يکي از ‏آنهاست. ماجراي فيلم اينگونه است که پيرمرد درويش عارفي به نام «بابا عزيز» در بيابان به سوي گردهمايي درويشان ‏که هر 6 سال يک بار برگزار مي شود، در حركت است. او كه نابينا است و پياده طي طريق مي كند، نوه خود را كه ‏دختربچه اي 7 ساله به نام «ايشتار» است به همراه دارد تا راهنمايش باشد‎.‎‏ بابا عزيز و ايشتار به رغم تمامي مشکلات ‏راه خود ادامه مي دهند و در اين مسير، با افراد و حوادث مختلفي رو به رو مي شوند که با اين گردهمايي در ارتباطند؛ ‏يکي از اين شخصيت ها نور(گلشيفته فراهاني) دختر جواني است كه به دنبال پدر شاعرش در پي راهيابي به گردهمايي ‏درويشان است‎.‎‏ اين فيلم رسما اکران نشد. ‏

گلشيفته در همين سال در دو فيلم ديگر؛ » اشک سرما» به کارگرداني عزيزاله حميد نژاد و » بوتيک» به کارگرداني ‏حميد نعمت الله ايفاي نقش مي کند. اشک سرما روايت جنگ و درگيري هايي است كه در كردستان شروع شده، بخش ‏وسيعي از منطقه مين‌ گذاري شده و هر روزه عده اي سرباز كشته مي شوند. كاوه كياني كه در خنثي كردن مين ها ‏تخصص دارد براي مأموريت عازم منطقه مي شود. از همان روز اول فرمانده تأكيد دارد كه بين سربازان و مردم ‏معمولي مراوده اي نبايد وجود داشته باشد، كياني چند بار در مأموريت‌هايش روناک، دختر چوپاني (گلشيفته فراهاني) ‏را مي بيند. اين ديدار هر روزه به تدريج به آشنايي تبديل مي شود. اين رابطه کم کم به عشق مي گرايد و سرانجام هر ‏دو در انفجار مين کشته مي شوند. ‏

آنچنان که خود گفته، وي براي بازي در اين فيلم يک ماه با گله و گوسفند ها در کوه ها زيسته و با مردم آن منطقه ‏زندگي کرد و روزهايي که کاري نداشت گله را براي چرا مي برد. فيلم » بوتيک» نيز قصه دختر فقيري است که از ‏خانه فرار کرده و به تهران آمده است. داستان به رابطه آتي (گلشيفته فراهاني) دختري کم سن و سال و حرمان کشيده با ‏پسري جوان مي پردازد. پسر در اين ماجرا سعي دارد با کمک به اين دختر سودايي به ته مانده طبع بلند و مخدوش ‏خود پاسخ دهد. بي هيچ تمنايي و بي هيچ نيت تملکي و بي هيچ بهره اي‎.‎‏ گلشيفته فراهاني به خاطر بازي در اين دو فيلم ‏به عنوان بهترين بازيگر جشنواره بيست و دوم فيلم فجر براي بازيهاي خيره کننده اش در دو فيلم بوتيک واشک سرما ‏از نگاه منتقدان انتخاب مي شود. همچنين برنده تنديس زرين هشتمين جشن خانه سينما براي بازي در فيلم اشک سرما ‏مي شود.‏

‎گلشيفته و ماهي ها عاشق مي شوند‏‎

ماهي ها عاشق مي شوند-1383. به کارگرداني علي رفيعي. داستان فيلم اين گونه است که؛ مردي به نام عزيز براي ‏تملک و فروش مايملک پدري خود به کشور بار مي گردد. اما با آتيه دختري که قبل از سفر به او علاقه داشته روبرو ‏مي شود. آتيه به همراه دخترش توكا (گلشيفته فراهاني) و دو زن ديگر، رستوراني را اداره مي كنند. در اين ميان ‏اتفاقاتي رخ مي دهد که غيرقابل پيش بيني است.

‎بازي در کنار کارگردان صاحب سبک‏‎

به نام پدر- 1384 به کارگرداني ابراهيم حاتمي کيا. فيلم درباره رابطه پدري بسيجي و دختر جوان اوست كه مين هاي ‏باقيمانده از دوران جنگ باعث مجروح شدنش شده است‎.‎‏ حبيبه (گلشيفته فراهاني) اسير يکي از مين ها شده و پايش را ‏از دست مي دهد و پدر در نزاع با درون، خود را گناهکار مي داند.‏

‎سال پرکار‎

گلشيفته فراهاني در اين سال در 6 فيلم بازي مي کند که سه مورد از آنها در زمره بهترين کارهاي او قرار دارند. گيس ‏بريده- 1385 به کارگرداني جمشيد حيدري روايت داستان دختر جواني به نام مريم (گلشيفته فراهاني) است كه عليه ‏انتظارات نامعقول پدر خود عصيان مي كند و اين سرآغاز كشمكشي است كه بقيه اعضاي خانواده را نيز درگير ‏ماجراهايي مي كند‎.‎‏

نيوه مانگ-1385 به کارگرداني بهمن قبادي درباره ‏‎»‎مامو»، نوازنده‌ پير و سرشناس کردستان، همراه فرزندانش سفري ‏را براي اجراي کنسرت در عراق پس از صدام آغاز مي‌کند. در اين سفر، کاکو مرد ميان ‌سالي که خود را ارادتمند ‏مامو مي‌داند، به عنوان راننده او را همراهي مي‌کند. مامو فرزندانش را که در نواحي مختلف زندگي مي‌ کنند جمع مي‌ ‏کند. گلشيفته در اين فيلم در نقش نيوه مانگ يکي از فرزندان اين پير ظاهر مي شود.

ميم مثل مادر-1385 به کارگرداني رسول ملاقلي پور داستاني درباره کودک بيماري است. پزشكان دليل وضعيت سعيد ‏فرزند سپيده (گلشيفته فراهاني) را ناشي از استنشاق گازهاي شيميايي در زمان جنگ توسط سپيده مي دانند. سهيل (پدر ‏سعيد) اصرار دارد تا فرزند را به يك آسايشگاه تحويل دهند اما سپيده مخالفت مي كند. گلشيفته در اين فيلم در سه نقش ‏بازي کرد.

سنتوري- 1385 به کارگرداني داريوش مهرجويي داستان علي، نوازنده چيره دست سنتور و خواننده محبوب جوانان ‏است که ناگهان در اوج شهرت و موفقيت افسار زندگي را از دست مي دهد و به بيراهه مي رود. او مي گويد همه ‏بدبختي ها از وقتي شروع شد كه عشق بزرگ زندگيم، هانيه (گلشيفته فراهاني) مرا ترك كرد، اما هانيه زماني مي رود ‏كه علي مدتهاست در بند اعتياد خود گرفتار است‎.‎‏ ‏

اين فيلم دچار وضع بد سانسور در وزارت ارشاد دولت نهم شد. اجازه اکران نيافت گرچه که توانست در جشنواره هاي ‏خارجي خود را نشان دهد. فيلم به دليل آنچه که نشان مي داد مخالف با عرف و روحيات بينندگان تشخيص داده شد، ‏بنابراين وزير ارشاد بجاي مردم تصميم گرفت و گفت تا وقتي که من تصدي وزارت ارشاد را دارم اين فيلم اکران ‏نخواهد شد. يک ذره اميد و ارابه مرگ به کارگرداني رضا اعظميان دو فيلمي بودند که در اين سال تحت تاثير فيلم هاي ‏ديگر قرار گرفتند و به آنها زياد پرداخته نشد، گرچه که کارهاي خوبي نيز نبودند.‏

‎گلشيفته، جاي پاي يک زن‎

هميشه پاي يک زن در ميان است- 1386 به کارگرداني کمال تبريزي يکي از کارهاي برجسته و مهم گلشيفته فراهاني ‏است؛ فيلم روايتگر داستان زوجي به نام اميد و مريم (گلشيفته فراهاني) است که به قدري درگير روزمره گي هستند كه ‏زندگي زناشويي خود را كاملاً از ياد برده اند و مصرانه تصميم گرفته اند از هم جدا شوند‏‎.‎‏ در طول فيلم با يك ذره بين ‏نكات ظريفي كه روابط زن و مرد در جامعه و محيط پيرامون با نگاهي طنز نمايش داده مي شود. در همين سال گلشيفته ‏در فيلم ديوار به کارگرداني محمد طالبي نيز بازي کرد. فيلم ماجراي يك دختر نوجوان(گلشيفته فراهاني) است كه پدرش ‏را از دست داده و تلاش مي كند از برادر كوچك اش نگهداري كند‎.‎

‎درباره الي و يک مشت دروغ‎‎‏

گلشيفته فراهاني که فيلم «درباره الي» را با اصغر فرهادي در 1387 کار مي کرد، جذب يک کار هاليودي شد، و کار ‏را براي اکران » درباره الي» نيز سخت کرد. فيلم «درباره الي» محتوايي نيمه ترسناک دارد‎.‎‏ معاونت سينمايي ارشاد ‏‏مجوز حضور اين فيلم در جشنواره سينمايي امثال فيلم فجر را به دليل حضور گلشيفته فراهاني در اين فيلم را صادر ‏‏نکرد. دليل آن بود که گلچهره بر روي فرش قرمز هاليوود بدون حجاب حاضر شد. هرچند مدتي بعد مشکل فرهادي با ‏وساطت شمقدري پايان يافت، اما گلشيفته بر فرش قرمز هاليوود چه مي کرد؟ ‏

يکي از دستياران کارگردان مطرح آمريکايي به دنبال بازيگري شرقي مي گشته که در ايران با کارهاي گلشيفته آشنا ‏مي شود، او سپس وي را براي انجام مصاحبه دعوت مي کند و در نهايت دختر جوان خوش شانس نقش اول زن فيلم ‏ريدلي اسکات را از آن خود مي کند. اين فيلم در مورد يک روزنامه نگار آمريکايي است که در عراق زخمي شده و ‏سازمان سيا، او را براي رديابي يکي از رهبران القاعده در اردن استخدام کرده است‏‎.‎‏ گلشيفته در اين فيلم نقش يک ‏پرستار را در عراق بازي کرده و سليمان مامور القاعده به او دل بسته است. نام گلشيفته فراهاني در فهرست بازيگران ‏فيلم در مقام چهارم و به عنوان نخستين بازيگر زن فيلم به چشم مي‌خورد‎.‎‏ لئوناردو دي کاپريو، راسل کرو‎ ‎و مارک ‏استرانگ، بازيگراني هستند که نام‌ هايشان پيش از فراهاني ذکر مي شود‎.‎‏ ‏

مرداد سال 1387‏‎ ‎به دنبال ايفاي نقش در فيلم يک مشت دروغ،‎ ‎خبر ممنوع الخروج شدن گلشيفته فراهاني اعلام شد‏‎.‎‏ ‏چندي بعد گلشيفته فراهاني عازم آمريکا شد، در مراسم فرش قرمز هاليوود بدون حجاب و با لباس شب ظاهر شد. مهر ‏ماه، سال جاري و پس از اکران خصوصي فيلم، وي در مصاحبه با روزنامه آمريکايي ديلي نيوز گفت: «اين فيلم براي ‏من دردسرهاي زيادي ايجاد کرد. گذرنامه من را توقيف کردند و چندين بار از طرف وزارت اطلاعات بازجويي شدم. ‏نهايتا قاضي دادگاه انقلاب اعلام کرد که بايد ابتدا فيلم را ببيند تا نهايتا حکم قضايي را برايم صادر کند.» او گفت که ‏ديگر قصد ندارد، به ايران بازگردد و در صورت بازگشت مشکلاتي برايش بوجود خواهد آمد. ‏

چندي بعد فيلم درباره الي بدليل حضور بي حجاب فراهاني در مراسم هاليوود به کناري گذاشته شد و صفار هرندي به ‏تلويح درباره گلشيفته گفت: «اگر هنرمندي قوانين را زير پا بگذارد، ما نيز او را زير پا خواهيم گذاشت.» وساطت ‏شمقدري، نامه احمدي نژاد و دستور صفار هرندي درباره الي را نجات داد تا هم در جشنواره هاي داخلي و خارجي ‏شرکت کند. در برلينآله و در شبي که اصغر فرهادي کارگردان فيلم درباره الي جايزه خرس نقره اي را از آن خود کرد، ‏گلشيفته فراهاني دوباره ظاهر شد، اما اين بار با حجاب و در حالي که از قصد خود براي بازگشت به ايران خبر مي داد. ‏
فراهاني در نشست مطبوعاتي «درباره الي» در برلين اعلام کرد با پاسپورت ايراني از کشور رفته و با همان پاسپورت ‏قصد دارد به ايران بازگردد‎.‎‏ اوايل اسفندماه در حالي که چند ماهي به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري باقي ‏نمانده، ناگهان جواد شمقدري مشاور هنري رئيس جمهوري طي اظهار نظري گفت: «تصميم گيري درباره بازگشت يا ‏برخورد با اين بازيگر در حيطه اختيارات من نيست اما اگر در اختيار من بود مي گفتم ايشان همين الان برگردد. تا آنجا ‏که مي دانم آقاي احمدي نژاد هم همين نظر را دارند. خانم فراهاني خطايي کرده و بعد پشيمان شده است.» بدين ترتيب ‏گلشيفته نيز نظرش براي بازگشت قطعي شد و گفته مي شود با اکران نوروزي فيلم درباره الي به ايران بازخواهد گشت.

‎گلشيفته فراهاني درباره خود مي گويد‎‎‏

‏ بي تعارف مي گويم در خانواده ما من از همه کم استعداد ترم ولي شرايط براي من بهتر بوداست؛ خاله دلسوز و خوبي ‏براي خواهر زاده اش است؛ سخت ترين کار در بازيگري کار کردن در مقابل افراد نود سال به بالا و ده سال به پايين ‏است و البته نابازيگران؛ شخصيت برونگرا و شلوغي دارد؛ مهرباني را خالصانه به اطرافيانش نثار مي کند؛ بازيگر ‏محبوبش جاني دپ و معتقد است او نابغه بازيگري است. بازي نيکول کيدمن را نيز دوست دارد. با الگو برداري ‏مخالف است و معتقد است هر ادمي تا وقتي به درون خودش مراجعه کند شاخص تر است هر کس بايد راه خودش را ‏برود. ‏
لذتي که در سينما برده هيچ وقت در موسيقي نصيبش نشد، اما «سينما مرا از موسيقى دور كرده اما من قصد ندارم از ‏موسيقى دور شوم. مى خواهم دوباره برگردم و كار آهنگ سازى را تمرين كنم. من دينى دارم به موسيقى كه آن را ادا ‏خواهم كرد.»؛ آرزو دارد با رخشان بني اعتماد کار کند. دورترين نقش خودش را در اشک سرما و نزديک ترين نقش ‏به خودش را در درخت گلابي ايفا کرده؛ رضا کيانيان و بازيهايش را خيلي دوست دارد. او نظرش را درباره کارگردان ‏هايي که با آنها کار کرده، اين چنين بيان مي کند: «هر كارگردانى براى من يك زندگى و دنياى جديد است. آقاى ملاقلى ‏پور ناموس است. او بدون اغراق يكى از نواميس من در سينما است. من به شدت به او احترام مى گذارم و به قول ‏معروف پاى او ايستاده ام. اين را به خاطر اين مى گويم كه حرف و حديث پشت سر ايشان زياد است و اين هم تنها و ‏تنها به خاطر رك گويى و صراحت اوست. ‏

من در اين فيلم جدا از مسأله بازيگرى چيزهاى زيادى از او در حوزه سينما و كارگردانى ياد گرفتم.» او درباره نقش ‏هايي که دوست داشته بازي کند، مي گويد: «بيشتر نقش هاى توى كتاب ها را دلم مى خواسته بازى كنم. مثلاً بچه كه ‏بودم دلم مى خواست «پى پى جوراب بلند» را بازى كنم كه هنوز هم خيلى دوستش دارم، منتهى ديگر به سن من ‏نمى خورد. «تيستوى سبزانگشتى» هم يكى از نقش هايى است كه دوست داشتم بازى كنم. حالا هم دلم مى خواهد نقش ‏كيميا – دخترخوانده مولانا- را بازى كنم. در زندگى عادى هم در هر مقطع سنى نقش خاصى را دلم مى خواسته بازى ‏كنم. مثلاً الان خيلى دلم مى خواهد نقش يك لمپنِ لاتِ بى سر و پاى بى ادب و خنده دار را بازى كنم. بازيگرها عموماً ‏دلشان مى خواهد نقش ديوانه، كور يا معلول جسمى را بازى كنند، من هم در هر مقطعى دلم مى خواهد نقشى را بازى ‏كنم.» گلشيفته فراهاني سفير مبارزه با بيماري سل در ايران است.‏

‎فيلم شناسي‎

درخت گلابي-1376
هفت پرده-1379
زمانه-1380
دوفرشته-1381
جاي ديگر-1381
بوتيک، باباعزيز و اشک سرما-1382
ماهي ها عاشق مي شوند-1383
به نام پدر-1384
نيوه مانگ، گيس بريده، ميم مثل مادر، سنتوري، ارابه مرگ و يک ذره اميد-1385
هميشه پاي يک زن در ميان است و ديوار-1386
درباره الي-1387
يک مشت دروغ-2008‏

‎تئاترشناسي‎

مريم و مرداويج-1382
نرگس سياه-1383
مفتش-1384‏

‎جوايز‎

برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر از بخش بين الملل شانزدهمين جشنواره فيلم فجر
بهترين بازيگر بيست و دومين جشنواره فيلم فجر براي بازيهاي خيره کننده اش در دو فيلم بوتيک و اشک سرما به ‏انتخاب نويسندگان و منتقدان
برنده تنديس زرين هشتمين جشن خانه سينما‎ ‎براي بازي در فيلم اشک سرما‎ ‎








دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.